رقابت برای تجاوز به دختران دانشجو
ین بخشی از اعترافات 4 پسر جوان است كه به اتهام اغفال و آزار جنسی دختران در بازداشت پایگاه سوم پلیس امنیت به سر میبرند.
دستگیری این افراد زمانی در دستور كار پلیس امنیت پایتخت قرار گرفت كه دهم مهرماه سال جاری دختر جوانی با مراجعه به پایگاه سوم پلیس امنیت با طرح شكایتی عنوان كرد، توسط مادر و پسری كه صاحبخانهاش هستند، مورد آزار جنسی و ضرب و شتم قرار گرفته است.
این دختر كه همدانی است و در تهران در رشته پزشكی تحصیل میكند، درباره این ماجرا به اعتماد ملی گفت: من از وقتی به تهران آمدم در خانه این مادر و پسر مستاجر بودم. در آغاز رفتار آنها خیلی عادی بود اما پس از مدتی نوع رفتار آنها نسبت به من متفاوت شد. آنها با من مهربانتر رفتار میكردند. پس از مدتی زن صاحبخانه به من گفت كه پسرش از دانشجویانی است كه به واسطه شركت در المپیاد علمی بدون كنكور به دانشگاه رفته است و در حال حاضر نیز قصد ازدواج دارد. به همین دلیل او من را به پسرش پیشنهاد كرده است.
پس از مدتی كه مادر و پسر بر پیشنهاد خود اصرار كردند من قبول كردم تا در این مورد فكر كنم، اما هر روز رفتار محبتآمیزتری نسبت به من نشان میدادند. در حالی كه این رفتار آنها كمكم چهره دیگری به خود گرفت و كنترل آنها روی رفتار من شروع شد تا جایی كه حتی دوستان دخترم هم نباید به خانه من میآمدند. وقتی این رفتار مادر و پسر را دیدم تصمیم گرفتم خانهام را عوض كنم، اما این تصمیم من نیز با واكنش شدید مادر و پسر روبهرو شد تا جایی كه یك روز پسر این زن كه سیاوش نام دارد، مرا به زور به خانهشان برد و دستهایم را بست بهطوری كه با گذشت حدود 10 روز از ماجرا هنوز هم آثار زخم ناشی از آن روی دستم وجود دارد. این جوان پس از بستن دست و پاهایم من را مورد آزار جنسی قرار داد. پس از آن من در عملی كردن تصمیم خود برای تغییر خانهام سرعت عمل بیشتری به خرج دادم.
دستگیری این افراد زمانی در دستور كار پلیس امنیت پایتخت قرار گرفت كه دهم مهرماه سال جاری دختر جوانی با مراجعه به پایگاه سوم پلیس امنیت با طرح شكایتی عنوان كرد، توسط مادر و پسری كه صاحبخانهاش هستند، مورد آزار جنسی و ضرب و شتم قرار گرفته است.
این دختر كه همدانی است و در تهران در رشته پزشكی تحصیل میكند، درباره این ماجرا به اعتماد ملی گفت: من از وقتی به تهران آمدم در خانه این مادر و پسر مستاجر بودم. در آغاز رفتار آنها خیلی عادی بود اما پس از مدتی نوع رفتار آنها نسبت به من متفاوت شد. آنها با من مهربانتر رفتار میكردند. پس از مدتی زن صاحبخانه به من گفت كه پسرش از دانشجویانی است كه به واسطه شركت در المپیاد علمی بدون كنكور به دانشگاه رفته است و در حال حاضر نیز قصد ازدواج دارد. به همین دلیل او من را به پسرش پیشنهاد كرده است.
پس از مدتی كه مادر و پسر بر پیشنهاد خود اصرار كردند من قبول كردم تا در این مورد فكر كنم، اما هر روز رفتار محبتآمیزتری نسبت به من نشان میدادند. در حالی كه این رفتار آنها كمكم چهره دیگری به خود گرفت و كنترل آنها روی رفتار من شروع شد تا جایی كه حتی دوستان دخترم هم نباید به خانه من میآمدند. وقتی این رفتار مادر و پسر را دیدم تصمیم گرفتم خانهام را عوض كنم، اما این تصمیم من نیز با واكنش شدید مادر و پسر روبهرو شد تا جایی كه یك روز پسر این زن كه سیاوش نام دارد، مرا به زور به خانهشان برد و دستهایم را بست بهطوری كه با گذشت حدود 10 روز از ماجرا هنوز هم آثار زخم ناشی از آن روی دستم وجود دارد. این جوان پس از بستن دست و پاهایم من را مورد آزار جنسی قرار داد. پس از آن من در عملی كردن تصمیم خود برای تغییر خانهام سرعت عمل بیشتری به خرج دادم.
+ نوشته شده در جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 19:51  توسط علی شکوری اصل
|
